عبد المحمد آيتى

316

تحرير تاريخ وصاف ( فارسى )

كه در ناصيهء او آثار عصيان مشاهده مىكرد مقيد گردانيد و اتابك اغلبك را سياست نمود . آنگاه متوجه سمرقند شد . خان سمرقند از قراختاى استمداد كرد ايلك تركمان با ده هزار سوار به يارى او آمد . دو لشكر بر دو جانب آب سغد فرود آمدند . ايلك تركمان از ديدن شكوه و جلال سپاه خوارزمشاه بترسيد و اظهار بندگى نمود و خوارزمشاه ايل ارسلان بازگشت . در سال 559 از جانب ختاى و ماوراء النهر لشكرى متوجه خوارزمشاه شد . خوارزمشاه [ 581 ] عياربك را در مقدمه به دفع ايشان به آمويه فرستاد . عياربك در اين نبرد دستگير شد و لشكر منهزم گرديد . چون ايل ارسلان به خوارزم رسيد روز نوزدهم رجب آن‌سال وفات يافت . علاء الدين تكش از ايل ارسلان دو پسر ماند . بزرگتر علاء الدين تكش كه در جند بود و خردتر سلطانشاه كه مقام ولايتعهد داشت بعد از پدر سلطانشاه بر تخت نشست . تكش به دختر خان قراختاى كه مقام خانيت داشت متوسل شد و ايشان را به خزائن و اموال خوارزم وعده داد . خان ، فرماى را با لشكرى همراه تكش روان كرد . سلطانشاه با مادر خود ملكه تركان بگريخت و تكش روز بيست و دوم ربيع الاخر سال 560 وارد خوارزم شد و بر تخت نشست و آنچه را وعده داده بود بجاى آورد و فرماى را بنواخت . پس از مدتها كه ميان دو برادر جنگها و آشتىها برقرار بود سلطانشاه درگذشت و مملكت بالاستقلال تكش را مسلم شد و او در رادكان طوس در روز هيجدهم جمادى الاول سال 585 بر تخت نشست . چون آوازهء جلوس او منتشر شد اتابك قتلغ اينانج پسر اتابك محمد [ ابن ايلدگز ] از عراق رسول فرستاد مشعر بر آنكه سلطان طغرل سلجوقى از محبس خلاص يافته و براى بازپس گرفتن عراق در حركت آمده است . در سال 590 در سه فرسنگى رى ميانشان جنگى درگرفت . سلطان طغرل با گرزى هفده منى در پيش صف آمد ناگاه اسبش فرو غلطيد . قتلغ اينانج بر سر او تاخت و با يك ضربت بقتلش آورد . پيكر او را بر شترى افكندند و پيش سلطان آوردند . سلطان در رى توقف كرد خليفه الناصر لدين اللّه تقاضاى پاره‌اى از عراق كرد . سلطان اجابت نكرد . از مقام خلافت ، مؤيد الدين ابو الفضل وزير را با خلعتها پيش سلطان فرستادند . وزير رسولى فرستاد و خواست كه سلطان مراسم استقبال بجاى آرد و پياده پيش مركب او رود . سلطان اين خواهش را ناشنيده گرفت و سپاهيان را